دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391
سکته ی روحانی
(برای همدردی با دوستان و شهروندان لارستانی در از دست دادن پیر و مرادشان، حضرت آیت الله حاج سید عبدالعلی آیت اللهی، رحمة الله علیه.)
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391
زن، قلب هستی
زادروز بنیان هستی، روز مادر و روز زن، مبارک!
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390
تيك تاكِ قلبت، سال مرا نو ميكند؛ 91 چه سال خجستهاي ست!
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390
نوروز، آميزش رنگ و آهنگ![]()
نوازندگان گروه بهاري، دوشادوش، نغمههاي آسماني نوروز را از سر گرفتهاند. نسيم بر تارهاي سبزه، چنگ ميزند، چشمه در ناي جويبار ميدمد، خورشيد بر دفِ زمين ميكوبد، پروانه بر كليدهاي اُرگِ درخت ميفشارد و باران هم، هر از گاهي زَخمه بر سنتور بامها ميزند. پرندگان، هم خواني ميكنند، آهوان، پاي كوبي. ماهيها به رقص درآمدهاند و بوي خوش گلها به جنبش.
از ديگر سو، صحنه آراي بزرگ هستي، با چينش دلانگيز رنگها، دلربايي ميكند. رنگ دانههاي آبي در سپيدي نور آسمان ميدرخشند. روح لطيف و برفي ابر، بر تن آسمان ميبَرازد. كوهها به جادوگري پرداختهاند: گاه، جامهشان سبزِ تيره مينمايد و گاه، خاكستري . زمين هم چيزي كم نگذاشته است. هفت قلم آرايش. نه. هفتاد قلم هم، نه؛ كه هفتاد هزار رنگ.
رنگها را دوست دارم. آبي، دلم را نوازش ميدهد؛ سپيد، روانم را روانهي پاكيها ميكند. سبزه، يادگار فرشتهها و فرستههاست. خاكستري، يادآور عرفان است و هر رنگ، نمايهاي از نوازشهاي روحاني، و هر كدام به گونهاي چشمانم را به شور درآوردهاند.
آهنگ و رنگ دست در دست هم به پاي كوبي درآمدهاند. رنگها تارهاي ابريشمي چشمانم را نوازش ميكنند و آهنگها بر پردهي گوشم، نگارهاي ماندگار را نقش ميزنند .
تاكنون هيچ گاه اين گونه آميزش رنگ و آهنگ را با هم نديده بودم. « نماهنگي» زيبا از شور آفرينترين پديدههاي آفرينش. آفرين بر خداي جهان آفرين و آفرين بر نياكان ملي من! آنان كه جاودانگي آفريدند تا ايرانيان در آغاز هر سال، نوروزي باشند و بر بلنداي پيروزي و بهروزي. و آفرين بر نياكان ديني من كه نياكان ملي مرا ياري كردند تا ايرانيان براي هميشه جاويد و جاودانه باشند... و من بر خويشتن ميبالم كه ايرانيام.
تاكنون اين همه زيبايي را با هم نديده بودم. موسيقي دل انگيز نغمههاي بهاري، همراه با چينش شورانگيز رنگهاي دل آرا، مرا به آغازي ديگر فرا ميخوانند. ميخواهم هر روز را نوروز كنم تا پيوسته خجسته باشم. خدايا ياريام كن...
سه شنبه نهم شهریور 1389
بي علي زيستن
"بي علي بودن" و "بي علي زيستن"، بر دهكده ي جهاني، تسليت باد! التماس دعا
سه شنبه نهم شهریور 1389
از خدا تا علي
"خدا" را از متناقض نماهاي هستي شناختم؛ جهان پر است از پديده هايي به ظاهر ضدّ هم، كه هيچ كدام، ديگري را نقض نمي كند. "علي" را هم از شخصيت متناقض نمايَش شناختم؛ در پادشاهي، كارگري كردن ؛ در عين هيبت، مهربان بودن و ... .
سه شنبه نهم شهریور 1389
قدر ِ شب
"شبِ قدر" ، يعني براي رسيدن به خدا قدرِ شب را بدانيم.
یکشنبه هفتم شهریور 1389
يادآورد
كه جاري مي شوي در آبي پرواز،
به ياد آور
شكسته بال هايي را
كه از پرواز جا ماندند.
تاريخ سُرايش:۳۱/۵/۸۸ ( رمضان ۱۴۳۰)، شهرك لطيفي لارستان.
